به گزارش مفدا، الایاایهاالساقی ادرکاسا وناولها
ادر: فعل امرازمصدراداره به معنی چرخاندن وله گردش درآوردن .
کاس : به معنای جام .
ناول : فعل امرازمناوله به معنی چیزی رابه کسی دادن با درازکردن دست .
این غزل در واقع مُلَمَع است یک مصرع فارسی و یک مصرع عربی و مخاطب حافظ ساقی است و کأساً هم جام شراب است . « اَدِر» یعنی ادامه بده دور بزن ، به دورانداز، بچرخان ، نه یک بار و دو بار بلکه برای همیشه و ناولها یعنی تناول کن .
از این جا باید پرسید که آن ساقی چیست و آن جام چیست ؟ و جامی که باید همیشه در دوران باشد چه جامی است ؟ جام ظاهری همیشه نمیتواند در دوران باشد. حافظ جامی می خواهدکه دایم درحال چرخیدن باشد ومستش کند ؛ اما آن جام چیست و مست کنندگی چیست ؟
مستی که حافظ از این جام میخواهد فورا درمصرع بعد دنبالش میآید وآن مستی در عشق است ؛ این خاصیتی که برای عشق ذکر میکند خاصیت شگفتانگیزی است و کم تر هم به آن توجه شده است . آن چه مسلم است این است که آن چیزی که موجب عشق میشود محبت و معرفت است وبدون آن دم ازعشق زدن بی معناست است ؛ کسانی که بین عشق ومعرفت فاصله می اندازندسخت دراشتباهندوبیش ترمعنای غریزه رافهمیده اندتاعشق .
ساقی دراشعار حافظ :
بعضی از واژه ها کلیدی هستند، که بسیار تکرار شده و بسیار پرمحتوا هستند. اگرمعنای کلی این واژه ها را بدست آوریم . در واقع ازاشعارحافظ رمزگشایی کرده ایم . درباره ساقی دراشعارحافظ دوبرداشت وجوددارد.
برداشت اول برداشت صرفاپژوهشی است که استاد خرمشاهی در کتاب حافظ نامه آن را بیان کرده است و دیدگاه وبرداشت دوم قرآنی است . ماابتدابه دیدگاه اول می پردازیم وسپس دیدگاه قرآنی رابیان می کنیم :
ساقی در لغت به معنای آب دهنده ، یا کسی که شراب را در جام می ریزد، است.
استاد خرمشاهی در حافظ نامه می فرماید:
” ساقی از محبوب ترین چهره های شعری حافظ است ، که هم چون یار، برای خود پایه و پایگاهی دارد و کار و کاردانی و کارگردانی او در غزلیات حافظ ، از معشوق یا از پیر مغان ، کم تر نیست و چندان طرف توجه و خطاب و گفتگو وعشق و علاقه حافظ است که گاه فرق و فاصله ای بامعشوق ندارد .
یعنی هر دو را یکی می داند.
شراب لعل و جای امن و یار مهربان ،ساقی دلا کی به شود کارت اگر اکنون نخواهد شد
“چنان که ملاحضه می کنید حافظ در این بیت به توصیف معشوق می پردازد و اشاره به لب معشوق(شراب لعل) آغوش معشوق (جای امن) و عطوفت و مهربانی معشوق (یار مهربان ) که در این بیت مطرح شده ، دارد.
همه این اوصاف را به ساقی نسبت می دهد و معشوق ، با این اوصاف را همان ساقی معرفی می کند .
پس در این بیت و این گونه ابیات ، در واقع ، حافظ ساقی را توصیف می کند . اما منظور او ازساقی ، معشوق است . گاهی نیز، حافظ ، واژه ساقی را به طور مستقل به کار می برد که به آن نیز اشاره ای خواهیم کرد.
منبع" تفسیرحجت الاسلام زین العابدین دست داده
معاون فرهنگی-دانشجویی دانشگاه علوم پزشکی جهرم
ارسال نظر